خانم ناظم

خانم ناظم

امروز شنیدم ناظم دبیرستانم فوت کرده است. البته انگار چندوقتی می گذرد اما تازه خبرش به من رسیده است. فکر هم نمی کردم روزی این قدر برایش غمگین بشوم. خدا رحمتش کند، خانم خوبی بود. اما اصلا اعصاب نداشت. آخرش هم سکته کرد این قدر که حرص می خورد. از در مدرسه که می آمد تو جیغ می کشید " سووووووووم ریاااااضیییی!" یعنی هر اتفاقی تا شعاع یک کیلومتری می افتاد می آمد سر کلاس ما را می برد دفتر. یکی از گنده ترین زن هایی هم بود که من در زندگیم دیدم. ازدواج نکرده بود صورتش هم پرمو بود.یک هیبتی بود برای خودش. یک بار که نزدیک بود از وسط نصفم کند. زنگ تفریح ایستاده بودیم نزدیکی های دفتر. داشتم یک چیزی تعریف می کردم وسطش هم با دست اشاره کردم به دفتر که به سبیل های حاجی قسم. یعنی قشنگ مثل این فیلم ها هست که چهره جلویی ها مات می شود بعد می فهمی هیولا پشت سرت است. هنوز هم وقتی یادم می افتد قلبم از ترس می ایستد. وای یک چیزی یادم افتاد الان نزدیک بود خفه بشوم با چایی. آن هایی که ویدیوهای قدیمی مایکل جکسون را دیده اند یادشان هست که عادت داشت روی سن که می آمد صورتش را می کرد طرف چپ این طرفی ها غش می کردند بعد صورتش را می کرد راست آن طرفی ها غش می کردند. من هم این ژست را زیاد برای بچه ها می آمدم. یک بار به یک مناسبتی برنامه داشتیم. من را هم برده بودند که قرآن بخوانم. همین که سرم را برگرداندم طرف بچه های کلاس، نخاله ها ریسه رفتند از خنده. یکی خبر برده بود برای دفتر. یک جوری این زن عصبانی بود که من گفتم دیگر بار آخر است این بار دیگر نه آن وقتی است که در شکاندیم نه آن وقتی که موکت های نمازخانه را سوزاندیم، این دفعه دیگر حتما اخراجم می کند. این هم نمی دانم اسم خواننده را بلد نبود یا خیلی عصبانی بود زبانش گرفت. گفت " حالا دیگه واسه من شدی مایکل جسکون؟" یعنی خدایی بود آن روز من را نکشت. هرکاری کردم خودم را نگه دارم باز نشد. هنوز هم وقتی بعد این همه سال یادم می افتد اندازه همان روز می خندم. خدا رحمتش کند، انشالا که سر گذاشته است به بهشت. 

برچسب ها :

خانم ناظم,خانم
نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد