زندگی عددی

زندگی عددی

آدم ها تبدیل شده اند به عددهای متحرک. سن، وزن، حساب بانکی، .. شبیه یک نرم افزار آماری شده اند که برای هر چیزی حد پایین و بالا تعریف می کنند. همه را با یک مقیاس عددی ثابت می سنجند. میانگین دیگر باید بیست سالگی رفته باشی دانشگاه، اگر تا سی سالگی ازدواج نکنم دیگر خیلی دیر شده است، این دوره زمانه هرکسی دویست میلیون کمتر تو حسابش داشته باشدباید سرش را بگذارد بمیرد، اصلا قانونش این است که با این قد باید وزنت این باشد یک گرم بالاتر هم چاقی. همه دارند می شوند کپی های عددی همدیگر. وقتی کسی را می بینند دو حالت دارد یا از سنش بیشتر نشان می دهد یا اصلا سنش بهش نمی آید، یا وزنش اصلا بهش معلوم نیست یا از وزنی که می گوید بیشتر است. چند سالگی ازدواج کردی؟ چند سال سابقه کار داری؟ چقدر پس انداز داری؟ .. 

ای تو روح آن کسی که این تخم لق را شکست توی دهان این مردم. همه را شکل صفر و یک می بینند. شکل ستون های نمودار. همیشه می خواهند یکی را پیدا کنند که عدد و رقم بگوید از او خوشبخت ترند. چهار سال زودتر مدال قهرمانی جفت گیری را انداخته اند گردنشان، چهار تا سکه بیشتر توی بالشتشان جمع کرده اند، هورااااا کمر شلوارشان یک سایز کمتر است. دلم می خواست تو قرون وسطی زندگی می کردم. وقتی آدم ها یا جوان بودند یا پیر، یا فقیر بودند یا ثروتمند، یا چاق بودند یا لاغر. وقتی که زندگی انتزاعی بود. این قدر عینی نشده بود. شاید امید به زندگی فیزیکی زیاد شده باشد اما امید به زندگی روحی به شدت سیر نزولی دارد. چه فایده ای دارد بشر بتواند هشتاد سال عمر کند وقتی که ددلاین آرزوها شده است سی سالگی؟ یعنی جدا از شنیدن هر سوال عددی دیگر حالم بد می شود. 

برچسب ها :

زندگی عددی,زندگی
نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد