بیماری مقاله

بیماری مقاله

این داستان مقاله هم بد دردی شده است در ایران. شبیه یک مرض واگیردار دارد همه را می گیرد. شده است شبیه رقم حساب بانکی. چند تا مقاله داری؟ ای بابا امسال همه اش یکی نوشتی؟ من فقط همین امسال هفت تا اکسپت گرفتم هفت تای دیگر هم اندر ریویو دارم! من نمی دانم چی می نویسند تو این مقاله ها که همین طور فرت و فرت دارند مقاله می دهند بیرون. یک همکاری داریم که سه سال نیست هیئت علمی شده است الان سی و هفت، هشت تا آی اس آی دارد. یعنی جوجه کشی هم بود کمتر از این بود. بهش می گویم خدا وکیلی همه این کارها را انجام می دهید یا فقط قصه تعریف می کنید؟ می خندد که خانم دکتر شما خیلی ساده اید. امروز برایم حساب می کرد که بابت هر مقاله پانصد دلار می دهد که در تشویق مقالات با سودش پس می گیرد. تازه وقتی رتبه بگیرد یک و خرده ای می آید روی حقوقش که حسابی برد می کند. بعد هنوز با جزوه استاد استادش در قرن شانزدهم میلادی دارد تدریس می کند. وقتی ملاک ارزیابی دانشگاه رقم مقاله ها باشد بهتر از این هم نمی شود. من بلاد کفر که بودم استادم به سختی اجازه می داد اسمش پای مقاله ای باشد. برای خودش غولی است در این کار اما تعداد مقاله هایش شاید بیست تا هم نباشد. اما هر کدامشان یک حرفی دارند برای گفتن. سایتیشن بالای چند صد تا دارند. یک کار انجام نمی دهد ده سال ازش نان بخورد. من وقتی رزومه ام را فرستادم فقط روی یکی از مقاله ها قبولم کرد. بعد ها هم خیلی راحت گفت باقی را بریزدور. مثال جالبی می زد که آدمی که کیف پرادا دستش می گیرد چکمه باغبانی نمی پوشد. فلسفه بسیار خوبی است اما فعلا که در ایران کاربرد ندارد. خدایی مقاله بیخود نوشتن هم مهارتی است. دست کم برای ما اساتید محترم!
نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد