اوف شدم

اوف شدم

"مامانی دستش اوف .. خون اومد درد کرد .. دکتر دوزید."

چرا اینطوری نگاه می کنید؟ خوب بچه بلد نیست بگوید دوخت، می گوید دوزید. شما چرا این قدر بی ادبید؟ لازم به ذکر نیست هرکی می آید پدر بزرگوارش می گوید تعریف کن مامانی چی شد. اما الهی بمیرم بچه ام از حال رفت این قدر گریه کرد. من اصلا نمی دانم قیچی چطور رفت توی دستم. به قول شوهرم تلفات من از جبهه جنگ هم بیشتر است. اما الان خوبم فقط نمی توانم با این یکی دستم زیاد بنویسم. انگار قسمت نیست این کامنت ها تایید بشوند. مراقب خودتان باشید. برمی گردم.

برچسب ها :

اوف شدم,اوف
نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد