نظم

نظم

من آدم بسیار تمییز اما بسیار نامرتبی هستم. در خانه من یک ذره خاک یا جرم و کثیفی پیدا نمی کنید اما اگر سرزده بیایید خانه ما حتما چند تا کتاب از روی میز تا پای کاناپه و یک عالمه کاغذ و مداد از آشپزخانه تا اتاق خواب پیدا خواهید کرد. میز کارم به قدری درهم ریخته است و هر چیزی روی آن انداخته ام که وقتی می خواهم چیزی را پیدا کنم باید کلی وقت فقط این ها را زیر و رو کنم. فکر کنم برای همین هم باشد وسیله زیاد نگه نمی دارم وگرنه کاملا استعدادش را دارم یک خانه هاویشامی درست کنم. جالب هم این جاست به شدت از به هم ریختگی فراری ام. عصبی می شوم شلوغی را می بینم. همه را مرتب می کنم اما به ساعت نکشیده دوباره همان شکلی است. نمی دانم بعضی ها چطور می توانند هر چیزی را از هرجایی برمی دارند دوباره بگذارند همان جا. مثلا مامان من موقع آشپزی هر کدام از شیشه های ادویه اش را که برمی دارد دوباره می گذارد دقیقا سر جای خودش. اما من اول از کمد درمی آورم می چینم روی کابینت که این ها را می خواهم بریزم توی غذا. با خودم هم شرط می کنم تمام شد همه را دوباره بگذارم تو کمد. اما نمی دانم چی می شود هربار که غذا تمام می شود هر کدام از این ها یک طرف آشپزخانه هستند. و معمولا هم تا آشپزی بعدی همان جا می مانند. چون خسته شده ام باید استراحت کنم خوب. یعنی حتی فکر کنید روی میز را می خواهم دستمال بکشم کتاب را برمی دارم زیر آن را پاک می کنم بعد دوباره می گذارم همان جا. یعنی حتی فکر این که تا کتابخانه بروم و جای این کتاب را پیدا کنم خسته ام می کند. تازه غیر از این که دوباره شاید بخواهم بخوانمش. نه؟ پس چه کاری است؟  این حکایت رنگ هایم هم هست. آن روز اخرایی ام را از توی کیفم پیدا کردم و هرچی فکر کردم یادم نیامد این چطوری رفته است توی کیف من. تازه بهتر است نگویم اتود یکی از کارهایم از کمد اتاق بچه سردرآورده بود. یعنی گیجی را تمام کرده ام. 

شمایی که خیلی منظم  و مرتب هستید، چطوری این کار را می کنید؟ 

برچسب ها :

نظم,نظم
نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد